آنچه که شنوندگان خوب انجام می دهند

آنچه که شنوندگان خوب انجام می دهند

27 آبان 8 دقیقه خواندن

به احتمال زیاد فکر می کنید شنونده خوبی هستید. ارزیابی افراد از توانایی شنیداری خود بسیار شبیه ارزیابی آنها از مهارت های رانندگیشان است ، به طوری که اکثرافراد بزرگسال فکر می کنند بالاتر از حد متوسط ​​هستند.

در تجربه ما، اکثر مردم فکر می کنند که گوش دادن خوب به انجام سه کار خلاصه می شود:

  •  وقتی دیگران صحبت می کنند صحبت نمی کنند
  • از طریق حالات چهره و صداهای کلامی به دیگران اطلاع دهید که دارید به آن گوش می دهید (“مم-هوم”)
  • توانایی تکرار آنچه دیگران گفته اند، بصورت کلمه به کلمه

با این حال،در تحقیقات اخیری که ما انجام دادیم مشخص شد که این رفتارها بسیار کمتر از چیزی است که به عنوان مهارت های خوب گوش دادن توصیف می شود.ما داده‌هایی را تجزیه و تحلیل کردیم که رفتار 3492 شرکت‌کننده را در یک برنامه توسعه برای کمک به مدیران،که برای تبدیل شدن به مربیان بهتر طراحی شده بود، تجزیه و تحلیل کردیم. به عنوان بخشی از این برنامه، مهارت های مربیگری آنها در ارزیابی های 360 درجه، ارزیابی شد. ما کسانی را شناسایی کردیم که به عنوان مؤثرترین شنوندگان در نظر گرفته شدند (5٪). سپس بهترین شنوندگان را با میانگین سایر افراد در مجموعه داده مقایسه کردیم و 20 مورد را که بیشترین تفاوت معنی‌دار را نشان می‌دادند، شناسایی کردیم. با در دست داشتن این نتایج، تفاوت‌های بین شنوندگان عالی و متوسط ​​را شناسایی کردیم و داده‌ها را تجزیه و تحلیل کردیم تا مشخص کنیم که همکارانشان چه ویژگی‌هایی را به‌عنوان رفتارهایی که آنها را به عنوان شنوندگان برجسته مشخص می کند، شناسایی کرده‌اند.

ما به نتایج شگفت‌انگیزی رسیدیم، همراه با ویژگی‌هایی که انتظار شنیدن آن را داشتیم. ما آنها را به چهار یافته اصلی گروه بندی کردیم:

 خوب گوش دادن خیلی بیشتر از ساکت بودن است!

در حالی است که طرف مقابل صحبت می کند. افراد بهترین شنوندگان را کسانی می دانستند که به طور دوره ای سؤالاتی می پرسند که صحبت را واضح تر کند . این سوالات به آرامی فرضیات قدیمی را به چالش می کشند، اما این کار را به روشی سازنده انجام می دهند.
نشستن بی‌صدا و تکان دادن سر شواهد مطمئنی از شنیدن شخص ارائه نمی‌کند، اما پرسیدن یک سوال خوب به گوینده می‌گوید که شنونده نه تنها آنچه گفته شده را شنیده است، بلکه آن‌ها آن را به‌قدری خوب درک کرده است که اطلاعات بیشتری می‌خواهد. گوش دادن خوب به طور مداوم به عنوان یک گفتگوی دو طرفه، به جای تعامل یک طرفه “گوینده در مقابل شنونده” دیده می شد. بهترین گفتگوها فعال بودند

 گوش دادن خوب شامل تعاملاتی است که باعث ایجاد عزت نفس در فرد می شود

بهترین شنوندگان مکالمه را به یک تجربه مثبت برای طرف مقابل تبدیل کردند، که وقتی شنونده منفعل است این اتفاق نمی افتد (یا، برای آن موضوع، انتقادی!).
شنوندگان خوب باعث می‌شوند طرف مقابل احساس حمایت کند و به او اعتماد کند. ویژگی گوش دادن خوب ایجاد یک محیط امن بود که در آن مسائل و تفاوت ها می توانستند آشکارا مورد بحث قرار گیرند.

گوش دادن خوب، یک مکالمه مشارکتی است

در این تعاملات، بازخورد به آرامی در هر دو جهت جریان داشت و هیچ یک از طرفین نسبت به نظرات طرف مقابل حالت تدافعی نمی‌گرفت. در مقابل، شنوندگان ضعیف به افراد رقابتی بودند و فقط برای شناسایی اشتباهات در استدلال یا منطق گوینده، گوش می دادندو از سکوت آنها به عنوان فرصتی برای آماده کردن پاسخ بعدی. این ممکن است شما را به یک مناظره کننده عالی تبدیل کند، اما شما را به شنونده خوبی تبدیل نمی کند. شنوندگان خوب ممکن است مفروضات را به چالش بکشند و مخالف باشند، اما شخصی که به او گوش داده می شود احساس می کند که شنونده در تلاش است کمک کند و نمی خواهد در بحث برنده شود.

شنوندگان خوب تمایل به ارائه پیشنهاد دارند

گوش دادن خوب همواره شامل بازخوردهایی می‌شد که دیگران آن را می‌پذیرفتند و راه‌های جایگزینی را برای بررسی باز می‌کرد. این یافته تا حدودی ما را شگفت زده کرد،
از آنجایی که شنیدن شکایات غیر معمول نیست

«فلانی گوش نکرد، او فقط وسط بحث پرید و سعی کرد مشکل را حل کند.»

شاید آنچه داده ها به ما می گویند این باشد که ارائه پیشنهادات خود مشکل نیست. این ممکن است مهارتی باشد که با آن پیشنهادات ارائه می شود. احتمال دیگر این است که ما پیشنهادات افرادی را که از قبل فکر می‌کنیم شنوندگان خوبی هستند بیشتر می پذیریم. (کسی که در کل مکالمه ساکت است و سپس با یک پیشنهاد وسط بحث می پرد، ممکن است قابل اعتماد نباشد. کسی که به نظر می رسد جنگنده یا انتقادی است و سپس سعی می کند نصیحت کند، ممکن است قابل اعتماد نباشد.)

بسیاری از ما دوست داریم شنونده خوبی باشیم ، مانند اسفنجی که به دقت آنچه را که طرف مقابل می‌گوید جذب می‌کند،
اما، آنچه این یافته‌ها نشان می‌دهد این است که شنوندگان خوب مانند ترامپولین هستند. آنها کسانی هستند که می توانید از آنها ایده بگیرید
و به جای جذب ایده ها و انرژی شما، تفکر شما را تقویت می کنند، انرژی می بخشند و شفاف می کنند. آنها نه تنها با جذب منفعلانه، بلکه با حمایت فعال احساس بهتری به شما می دهند. این به شما امکان می‌دهد تا انرژی و قد به دست آورید، درست مانند کسی که روی ترامپولین می‌پرد.

البته سطوح مختلفی از گوش دادن وجود دارد. هر مکالمه ای به بالاترین سطوح گوش دادن نیاز ندارد، اما بسیاری از مکالمات نیاز به تمرکز و سطح بالایی از گوش دادن دارند انتخاب کنید که می خواهید در چه سطحی گوش دهید:

سطح 1: شنونده محیط امنی ایجاد می کند که در آن می توان مسائل دشوار، پیچیده یا احساسی را مورد بحث قرار داد.

سطح 2: شنونده وسایلی مانند تلفن و لپ‌تاپ را که باعث حواس پرتی می شود از محیط خارج می کند و توجه خود را بر طرف مقابل متمرکز می‌کند و تماس چشمی مناسبی برقرار می‌کند. (این رفتار نه تنها بر نحوه درک شما به عنوان شنونده تأثیر می گذارد. بلافاصله بر نگرش ها و احساسات درونی شنونده تأثیر می گذارد. این کار،احساس درونی شما را تغییر می دهد و باعث می شود شما بهتر گوش کنید …)

سطح 3: شنونده به دنبال درک محتوای صحبت های طرف مقابل است. او ایده‌ها را جمع‌آوری می‌کند، سؤال می‌پرسد و مسائل را مجدداً بیان می‌کند تا گوینده تأیید کند که برداشت شنونده درست است

سطح 4: شنونده نشانه‌های غیرکلامی مانند حالات چهره، تعریق، تعداد تنفس، ژست‌ها، وضعیت بدن و بسیاری از سیگنال‌های ظریف زبان بدن را مشاهده می‌کند. تخمین زده می شود که 80 درصد از آنچه که ما با آنها ارتباط برقرار می کنیم از این سیگنال ها می آید. برای برخی عجیب به نظر می رسد، اما شما با چشمان خود و همچنین با گوش های خود گوش می دهید

سطح 5: شنونده به اندازه زیادی عواطف و احساسات طرف مقابل را در مورد موضوع مورد نظر درک می کند و آنها را شناسایی و تصدیق می کند. شنونده با آن احساسات به روشی حمایتی و بدون قضاوت همدلی می کند و به آنها اعتبار می بخشد.

سطح 6: شنونده سؤالاتی می پرسد که فرضیات طرف مقابل را روشن می کند و به طرف مقابل کمک می کند تا موضوع را از دید جدیدی ببیند. این می تواند شامل تزریق افکار و ایده هایی در مورد موضوعی باشد که می تواند برای شخص دیگر مفید باشد. با این حال، شنوندگان خوب هرگز مکالمه را به سمتی نمی برند که خودشان یا مسائلشان موضوع بحث شود

هر یک از سطوح بر روی سطوح دیگر ایجاد می شود.بنابراین، اگر مورد انتقاد قرار گرفته اید. مثلا: برای ارائه راه حل ها به جای گوش دادن، ممکن است که شما باید از سطوح دیگراستفاده کنید (مانند از بین بردن عوامل حواس پرتی یا همدلی) قبل از اینکه پیشنهادات ارائه شده شما مورد توجه قرارگیرد.

ما گمان می کنیم که در شنونده خوبی بودن، بیشتر ما به جای اینکه زیاده روی کنیم، باید متعادل باشیم.

منبع: hbr.org