ترس ها – واقعی و کاذب

ترس ها – واقعی و کاذب

چگونه با ترس ها  روبرو شویم؟
ترس کلید حیات و بقای انسان است. ازطرفی انسان همیشه نسبت به طبیعت کنجاو بوده است.

اوج موفقیت های او زمانی بوده که سوالات درست، در زمان درست و در مکان درست پرسیده شده اند.; و یا حتی از شخص درست…اما همیشه کندوکاو در دنیای بیرونی کافی نیست.; بلکه این کنجکاوی باید درون ما نیز صورت بگیرد. سوال زیر کمک می کند که در راستای توانمندسازی خود گام بردارید.

  •  چه چیزهایی مرا می ترسانند؟
  • چگونه با ترس هایم روبرو می شوم؟
  • چه ترس هایی مانع از رسیدن من به آرزو هایم می شوند؟

یاداوری این امر که شما درحال مردن هستید، بهترین راه برای این است; که از خود بپرسید چه چیزهایی را از دست می دهید؟. استیو جابز

آدم های موفق الزاما بدن ترس یا به اصطلاح عامیانه “نترس” نیستند.; بلکه آنها با ترس های خود آشنا بوده و معنای آنها، اثرات آنها و شرایط رویارویی با آنها را می شناسند.

“خودآگاهی ” بالای این افراد به عنوان یک فاکتور مهم هوش هیجانی کمک می کند; تا در ترس های مزمن و آنی خود به گونه ای صحیح غلبه یافته و مانع از تسلط آنان بر زندگی خود می شوند.; به عبارتی به جای آنکه آینده و آن خود را در اختیار ترس قرار دهند، ترس را تحت کنترل خود در می آورند.
انواع ترس های ما کدامند؟

ترس ها1- ترس ها: آنی – موقعیتی

این ترس ها در لحظه بر ما غالب می شود.; مثلا با شنیدن صدای یک بوق ممتد در حال رانندگی یا موقع عبور از خیایان وحشت می کنیم.; ترس برما مستولی شده و ممکن است تا نیم ساعت از تپش قلب و استرس ناشی از آن صدا، مضطرب باشیم.; یا بادیدن یک سوسک بالدار، مانند من حسابی وحشت زده می شوید.; ترس ناشی از شنیدن بوق در موقعیت حاصل شده، بهترین ابزار برای حفظ بقای ماست.; این ترس باعث می شود خود را از خطری که ما را تهدید می کند، جان سالم به در بریم.; ضمن اینکه یک تجربه در مغز ما ثبت می شود تا در چنین موقعیت های مشابهی خود را قرار نداده; و یا در چنین شرایطی مواجهه با بحران را بلد باشیم.

اما درباره ترس از سوسک، باز هم مغز ما از یک فرایند مشابه پیروی می کند.; مغز در قبال موقعیت های ناآشنا و ناخوشایند، ابزار ترس را بکار می برد تا از خود دفاع کنید.; اما به نظر نمی رسد که سوسک حیات ما را به خطرانداخته باشد.; شاید شباهت سوسک به هیولاهایی که اجداد ما را قورت می داده اند، یک ترس ذاتی در ما را نهادینه کرده است.; به شخصه نسبت به مارمولک، موش و یا ملخ چنین حسی ندارم.; پس یواش یواش می بینیم که مغز ما نیز ممکن است دچار خطا شود.; در حقیقت برحسب اطلاعاتی که وی می دهیم، تحلیل کرده و به ما اخطار می دهد.; ترس من از سوسک یک ترس ذهنی است…

2- ترس ها: مزمن- ذهنی

ترس از سوسک، بی پولی، بیماری، تنهایی و….همیشه همراه ما هستند. شما از چه چیزی می ترسید؟

چه چیزی باعث می شود آینده برایتان ترسناک شود.

ترس از بی پولی مانع از آن می شود که امروز به سفر دلخواهمان برویم.

ترس از بیماری اجازه نمی دهد از طبیعت و آب چشمه جوشان لذت ببریم.

ترس از تنهایی ما را وا می دارد تا با آدمهایی که دوستشان نداریم، زندگی کنیم….;وشاید ریشه همه آنها ترس از تغییر باشد.

وقتی قرار باشد من از تنهایی نترسم، پس باید محل زندگی یا شیوه زندگی خود را تغییر دهم.; همین امر باعث می شود تا مغز من احساس خطر کرده و برای من مقاومت ایجاد نماید.; نقطه ضعف مغز، تغییر است. او برای هر کاری باید فرایند مستمر و طولانی را متحمل شود تا احساس امنیت نموده و آن را بپذیرد.; لذا هر تغییر یک موقعیت ناخوشایند برای مغز محسوب می شود.

مثلا وقتی برای اولین بار تصمیم می گیرد که شبها زودتر به رختخواب بروید، هزار حس و موقعیت ایجاد می شوند تا شما را ازین کار باز دارند. اما پس از مدتی که مغز با این رویه عادت می کند، دیگر دیر رفتن به رختخواب یک فاجعه خواهد شد.

تمرین:

  1. یکی از ترس های خود را بنویسید.
  2. آیا این ترس ها واقعی هستند؟
  3. این ترس ها شما را از چه کارهایی بازداشته اند؟
  4. آیا برنامه ای برای رویا رویی با این ترس ها دارید؟

مریم حنطوش زاده

برای حمایت از ما و کمک به دیگران لطفا این مطلب را به اشتراک بگذارید.
مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Fill out this field
Fill out this field
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست