راستش خودم هم به سختی میتونم فرق بین عارضه و مساله رو تشخیص بدم. ولی کم کم با مطالعه و تجربه و کوچینگ یاد گرفتم که خیلی از دردهای ما، عارضه هستند. مثل سردرد! عارضه رو میتونی با یه مسکن ساکت کنی اما حل نمیشه و هربار بدتر عود میکنه. مسئله ریشه عارضه است.
حالا عارضههای ما معمولا به صورت غر بروز میکنن. چرا در گنجه بازه چه دم موش درازه…
وقتی تو از سردرد مینالی، دقیقا سردرد داری. ولی پاسخی که به این سردرد میدی مهمه. اینکه ببینی تو نقشی در شناخت ریشه موضوع داری و چه نقشی در ارائه راه حل؟
تو سازمان هم مثلا میگن نیروی کار به درد بخور نیست…اما این یک عارضه است. ببین چه چیزی باعث شده رزومههای خوب دریافت نکنی؟ چه تصویری از سازمانت ارائه دادی؟ کارمندات درباره سازمان به بقیه چی میگن؟
خلاصه من خودم این دوره رو خیلی دوست داشتم تا بتونیم مسئله رو درست شناسایی کنیم و تفاوتهامون رو در بررسی مسئله بشناسیم و با مدلهای مختلف راهکارهای خلاقانه و متفاوت ارائه بدیم.
سرفصل ها:
دورهها وکارگاهها




سرویس ها و خدمات قابل ارائه
Services